صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل قالب سبز
نويسندگان

زین پس تنها ادامه میدهم، در زیر باران...
حتی به درخواست چتر هم جواب رد می دهم....
وکناری می اندازمش...
میخواهم تنهایی ام رابه رخ این هوای دونفره بکشم..
باران نبار...
 من نه چتر دارم نه  یار...


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 دی 1392 ] [ 19:12 ] [ behzadsd ]

خبر از من داری؟
خبر از دلتنگی های من چطور؟
و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند
خبرش رسیده که مرده اند؟
هیچ سراغ دلم را میگیری؟
کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟
مچاله ام از دلتنگی؟
آه….. که هیچ کلاغی نساختیم میان هم
وجدانت راحت….
خبرهای من به تو نمیرسد


برچسب‌ها:
[ جمعه 06 دی 1392 ] [ 15:57 ] [ behzadsd ]

                  آرزوهـــــایـــم یـــخ بــــســــتــــنــــد

                                                     خــــــــــــدایــــــــا

               بـــــــیـــا تـــــا بـــا هـــــــم آنـــــهـــــــا را  < هـــــــا >  کــنــــیـــــم !


برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 04 دی 1392 ] [ 19:32 ] [ behzadsd ]

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.

روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد

و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.

فرعون یک روز از او فرصت گرفت.

شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد

و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.

فرعون پرسید کیستی؟

ناگهان دید که شیطان وارد شد.

شیطان گفت خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست.

سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد.

 بعد خطاب به فرعون گفت من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم

 آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟

 پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت:

 چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی.

شیطان پاسخ داد زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود میآید


برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 04 دی 1392 ] [ 19:18 ] [ behzadsd ]

سوزی که برف داره ، بارون نداره

معرفتی که تو داری ، هیچ کــس نداره !

 


برچسب‌ها:
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 04 دی 1392 ] [ 09:37 ] [ behzadsd ]

عمیقترین درد زندگی ،

دلبستن به کسی است که بدانی به تو تعلق ندارد...


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 01 دی 1392 ] [ 09:56 ] [ behzadsd ]


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 01 دی 1392 ] [ 09:55 ] [ behzadsd ]


برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 27 آذر 1392 ] [ 19:04 ] [ behzadsd ]

عشق تو ...شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد!
زیبا بود.. اما شوخی بود.......... حالا تو بی تقصیری!
 خدای توهم بی تقصیر است ......
من تاوان اشتباه خود را پس می دهم.......
 تمام این تنهایی ها ..........تاوان جدی گرفتن آن شوخی بود.........!!!!!

 


برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 27 آذر 1392 ] [ 19:00 ] [ behzadsd ]

لعنت به من كه ساده بريدم....لعنت به من كه دردتو نديدم

لعنت به من كه پاي تو نموندم....لعنت به من كه قلبتو شكوندم

روياي تو شده جدايي از من....همنفسم بيا بمون پيش من

خودت ميدوني كه سهم ما نيست....جداي و بريدن و شكستن

چشماي من پر از اشك شب و روز....حق ميدم بهت تو اتيش عشق من نسوز

برو با مردي كه تو روياهاته....ولي بدون قلب منم باهاته

روياي تو كابوس شب هاي من....دليل خنده هات حرف دل من
ميخواي بري ،برو كنار اون كه....حرفاش دروغه گل تنهاي من


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 26 آذر 1392 ] [ 20:40 ] [ behzadsd ]

درباره وبلاگ

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم، حالا که سهم من نشدی کم بیاورم... دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم، تا روی زخمهـــای تـــو مرهم بیـاورم... میخواستم که چشم تو را شاعری کنم، امّا نشد کــــه شعــــر مجسم بیــــاورم... دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل، می شد تــــو را دوباره به شعرم بیاورم... یادت که هست پای قراری که هیچ وقت..... میخواستم برای تــــو مریـــــم بیاورم؟ حتی قرار بود که من ابر باشم و، باران عاشقانـــه ی نم نم بیاورم... کلّــی قرار با تــــو ولی بی قرار من، اصلا بعید نیست که کم هم بیاورم... ...... اما همیشه ترسم از این است٬ مردنم، باعث شود بـــه زندگیت غـــــم بیــاورم... حوّای من تو باشی اگر٬ قول میدهم، عمراً دوباره رو به جهنّـــــم بیاورم... خود را عوض کنم و برایت به هر طریق، از زیــــر سنگ هم شده٬ آدم بیــــاورم... بگذار تا خلاصه کنم٬ دوست دارمت، یا باز هـــم بهــــانه ی محکم بیاورم؟ **فریبا عباسی**
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران