صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل قالب سبز
نويسندگان

  به حباب نگران لب یک رود قسم ،

و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت،

غصه هم میگذرد ،

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند .
لحظه ها عریانند ،

به تن لحظه ی خود ،

جامه اندوه مپوشان هرگز ......


برچسب‌ها:
[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 09:10 ] [ behzadsd ]

خسته ام

مثل درخت سروی که سال ها در برابر طوفان ایستادو...

روزی که به نسیمی دل داد ، شکست …..


برچسب‌ها:
[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 09:08 ] [ behzadsd ]

لعنت به همه قانون های دنیا...!

که درآن شکستن دل پیگرد قانونی ندارد...... 


برچسب‌ها:
[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 08:35 ] [ behzadsd ]

از علامه جعفری پرسیدند:چرا با لهجه
تورکی صحبت میکنید؟
جواب داد
اگه من بخوام فارسی صحبت بکنم شما یک کلمه هم نمی فهمید من اینطور صحبت میکنم تا همه
بفهمند که من تورک هستم


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 28 مهر 1392 ] [ 19:31 ] [ behzadsd ]

سردش بود دلم را برایش سوزاندم!!!
گرمش که شد با خاکستر قلبم نوشت: خـداحـافـظ
کاش می فهمیدی برای این که

تنهایم

تو را نمیخواهم؛ برعکس … برای این که میخواهمت ؛ تنهایم…!!! ...
گـــاهـی از فـکــر کـــردن به تــــو فــــرار مـی کنــم

مثــل

رد کردن آهنـگی که خـیـلـی دوسـتــش دارم ... ...


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 28 مهر 1392 ] [ 08:40 ] [ behzadsd ]

شادی

گاهی موهبتی است که به ما عطا می شود ،
اما اغلب یک فتح است.
لحظه ی سحر آمیز به ما کمک می کند که تغییر کنیم
و ما را به جست و جوی رویاهایمان روانه می کند.
بله، رنج خواهیم کشید،
بر ما سختی خواهد گذشت
و بار ها و بار ها نومید خواهیم شد .
اما همه ی این ها می گذرد
و هیچ اثر دائمی بر جای نمی گذارد،
تا این که روزی با افتخار و
ایمان به پشت سرمان و سفری که انجام داده ایم ،
می نگریم !


برچسب‌ها:
[ شنبه 27 مهر 1392 ] [ 14:32 ] [ behzadsd ]

من...

حالم خوب است...

باور کنید دیگر خوبم ...

همه اشک هایم را ریخته ام غصه نبودنت را خورده ام ...

نبودن هایت را از بودن هایت کم کرده ام

این روزها که گذشت ...

دیگر آرامم

دیگردلم برایت تنگ نیست...

خالی شده ام از دل تنگی... از عشق...  از نفرت ...

حتی از احساس....


برچسب‌ها:
[ جمعه 26 مهر 1392 ] [ 15:05 ] [ behzadsd ]

قوانین علم را بر هم زده ای !!!!

نبودنت وزن دارد  تهی اما سنگین ...!!!!


برچسب‌ها:
[ جمعه 26 مهر 1392 ] [ 15:00 ] [ behzadsd ]

دیشب خدا آهسته در گوشم گفت:دیگه بسه

 بارانم از اشک هایت خجالت میکشند 


برچسب‌ها:
[ جمعه 26 مهر 1392 ] [ 14:58 ] [ behzadsd ]

خوش به حال فرهاد...

چون..

تلخ ترین خاطره اش شیرین بود


برچسب‌ها:
[ جمعه 26 مهر 1392 ] [ 14:57 ] [ behzadsd ]
صفحه قبل1...1920212223...25صفحه بعد
درباره وبلاگ

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم، حالا که سهم من نشدی کم بیاورم... دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم، تا روی زخمهـــای تـــو مرهم بیـاورم... میخواستم که چشم تو را شاعری کنم، امّا نشد کــــه شعــــر مجسم بیــــاورم... دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل، می شد تــــو را دوباره به شعرم بیاورم... یادت که هست پای قراری که هیچ وقت..... میخواستم برای تــــو مریـــــم بیاورم؟ حتی قرار بود که من ابر باشم و، باران عاشقانـــه ی نم نم بیاورم... کلّــی قرار با تــــو ولی بی قرار من، اصلا بعید نیست که کم هم بیاورم... ...... اما همیشه ترسم از این است٬ مردنم، باعث شود بـــه زندگیت غـــــم بیــاورم... حوّای من تو باشی اگر٬ قول میدهم، عمراً دوباره رو به جهنّـــــم بیاورم... خود را عوض کنم و برایت به هر طریق، از زیــــر سنگ هم شده٬ آدم بیــــاورم... بگذار تا خلاصه کنم٬ دوست دارمت، یا باز هـــم بهــــانه ی محکم بیاورم؟ **فریبا عباسی**
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران